خواب دیدم که دلم بند تو بود / خواب من تعبیر لبخند تو بود / تو به سان گل شدی اوج شکوه / نبض من ، در ساقه آوند تو بود

ی که در دنیای من پیدا و ناپیدا شدی / چشمهای روشنم را عاشق و شیدا شدی / ای تو با رخش نگاهت بر دل من تاخته / این دل من ، رو بروی تو خودش را باخته .

عطرهای خوب ، شیشه ی خالی شان هم بعد سال ها هنوز عطر می دهد ، درست مثل جای خالی تو !
 

سوهان می کشم قصه ی دلتنگی هایم را ، تا هموار سازم جاده های آمدنت را .

 
دل صدچاک ما را تیغ ترحم بدرید / دل ما را به همان قیمت ارزان بخرید / دل من گرچه شکسته ، گوهری ناب شده / عشق در قلب تو آن تحفه ی نایاب شده .
 

تمنا دارم از آسمان که اگر حتی قطره ای خوشبختی بارید ، بر روی گونه ی تو باشد .

 

عشق را آب حیات میدانم / هر قطره اش را عمر جاودان میدانم / بی قطره قطره های آن ، بر خودم / مرگ را میهمان میدانم .
 
تا چند نظر به روی مهتاب کنم / خود را به هوای دیدنت آب کنم / یک قطعه ی عکس خود برایم بفرست / تا در دل بیقرار خود ، قاب کنم .

 
این روزها هوای مرا نداری ، خفه نمیشوی ؟ بی هوای من !
 
همه مرا به خنده های با صدا می شناسند ، این بالش بیچاره ، به گریه های بی صدا